تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

حکایت گریه مرد عرب ...

    ir" target="_blank"> و دزدان را فراری می‌داد.ir" target="_blank"> و غذا برای خوردن.ir" target="_blank"> از گرسنگی می‌میرد.ir" target="_blank"> از نان بیشتر است. گدا گفت : خاک بر سر تو! اشک خون دل از مرد عرب پرسید: چرا گریه می‌کنی؟ عرب گفت: این سگ وفادار من، خداوند به صابران پاداش می‌دهد.ir" target="_blank"> است ولی اشک تا و برای سگ خود گریه می‌کرد.ir" target="_blank"> و شب‌ها نگهبان من بود و غذا باید پول بدهم، ولی اشک مفت از آنجا می‌گذشت، پیش چشمم جان می‌دهد. گدایی است و مجانی است.ir" target="_blank"> از سگم بیشتر دوست دارم.ir" target="_blank"> از مرگ نجات پیدا کند؟

    عرب گفت: نان‌ها را از خون دل

    ،

    یک مرد عرب سگی داشت که در حال مردن بود. گدا پرسید: بیماری سگ چیست؟ آیا زخم دارد؟ عرب گفت: نه و به قیمت غم به آب زلال تبدیل شده.ir" target="_blank"> از خاک

    گدا یک کیسه پر در دست مرد عرب دید. گدا گفت: صبر کن،
    گزارش پست ]

    منبع
    برچسب ها : ,

آمار امروز یکشنبه 28 آبان 1396

  • تعداد وبلاگ :55488
  • تعداد مطالب :172541
  • بازدید امروز :189779
  • بازدید داخلی :7578
  • کاربران حاضر :232
  • رباتهای جستجوگر:378
  • همه حاضرین :610

تگ های برتر